|
|
بررسی های جدید نشان داد که بر خلاف تصورات پیشین ، کهکشان ما تنها دو بازوی مارپیچی دارد . . . 
+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 15:34 توسط بنیامین پيري |
سیاهچاله ها مناطقی از فضا می باشند که نیروی گرانش در آنجا به قدری زیاد است که هیچ چیز نمی تواند از آن منطقه بگریزد. سیاهچاله ها قابل رویت نیستند و در واقع نامرئیند زیرا حتی نور نیز در دام آنها گرفتار می شود. تشریح بنیادی سیاهچاله ها بر اساس معادلات موجود درتئوری نسبیت عام آلبرت اینیشتین مطرح شد. این تئوری در سال 1916 منتشر گردید . . . . . . . . . . .
( براي مشاهده متن كامل به ادامه مطلب برويد )
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 11:37 توسط بنیامین پيري |
وقتي مردم به نجوم مي انديشند- اغلب به ياد خيره شدن به ستاره ها و عكس هاي بسيار زيبايي كه توسط تلسكوپ ها گرفته شده است مي افتند. اگر چه نجوم يك علم است. اين بدان معني است كه نجوم كار زياد و مداوم و علم رياضيات است. هنگامي كه مردم يك منجم در حال كار را تصور مي كننداو را شخصي در نگاه كردن به آسمان از ميان يك تلسكوپ- در يك رصد خانه ي سرد و تاريك فرض مي كنند. خوشبختانه اينگونه منجمان سخت كوش پس از گذشت اندكي ديگر تحمل نخواهند داشت. منجمان تنها مقدار اندكي از وقتشان را صرف رصد با تلسكوپ ميكنند.. در رصدخانه ها دوربين ها و تلسكوپها معمولا توسط كامپيوتر ها در يك اتاق گرم نسبتا روشن به همراه يك قهوه ساز يا كتري چاي در كنارش كنترل مي شوند منجمان بيشتر وقتشان را صرف تجزيه و تحليل اطلاعات با كامپيوتر مي كنند. آنها همچنين گهگاه معلمان دانشگاه ها و كالج ها اند. چرا به مطالعه نجوم نیازمندیم؟ در نگاهی ساده به نظر می رسد دانش نجومی که از گذشتگان به دست ما رسیده است آکنده از فرضیه های نادرست و تفسیر های پر اشتباه است. پس چرا باید وقت خود را در راه بررسی این میراث منسوخ بگذاریم؟ این پرسش ممکن است در ذهن بسیاری از ما شکل بگیرد. اما به نظر می رسد اگر بخواهیم محدودیت های قوه درک خود را بشناسیم و نظام علمی عصر حاضر را به دقت ارزیابی کنیم چاره ای جز بررسی باور ها نداریم. واقعیت این است که به هر مقطعی از تاریخ سفر کنیم میبینیم که دانشمندان آن دوره مدافع سر سخت نظام علمی رایج در زمان خود بوده اند و شناخت درست جهان را فقط در چهارچوب آن نظام ممکن دانسته اند. کنکاش در تاریخ علم نشان میدهد که این نظام های فکری چگونه تحول و دگرگونی پیدا می کنندو در این تحول و دگرگونی چگونه عواملی چون نگرش فلسفی و جهان بینی، آداب فرهنگی و اجتماعی، باور های اعتقادی و حتی ویژگی های فردی نقش و تاثیر دارند. دانش نجوم امروز بر اصول و قوانینی چون قانون گرانش نیوتن و قوانین کپلر، نظریه اتمی و نظام تناوبی عناصر، اصل پایستگی ماده و انرژی، نظریه های نسبیت خاص و عام و مبانی فیزیک هسته ای و همچنین بر روش هایی مانند طیف سنجی و پدیده هایی مانند اثر دوپلر استوار است. از این رو تا زمانی که در صحت و دقت این اصول و روش ها تردیدی ایجاد نشده است، هر نظریه نجوم نباید با انها در تناقض باشد. شاید در اینده ای نزدیک یا دور، تغییراتی بنیادین در این پیش فرض ها و روش ها پدید اید اما تا ان زمان، نظریه ای که نتواند خود را با انها وفق دهد مورد پذیرش جوامع علمی واقع نخاهد شد. در دنیای قدیم نیز تئوری های نجومی برای اینکه از سوی دانشمندان پذیرفته شوند، ضروری بود با مجموعه علوم ان زمان هماهنگ باشند. ما نیز اگر میخواستیم هماهنگ با اصول عقلی و فلسفی ان دوران به تجربه و تفکر دست بزنیم، کم و بیش به همان نظریاتی می رسیدیم که گذشتگان رسیدند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 22:43 توسط بنیامین پيري |